خرید بک لینک
علی محمد و شفی محمد دو شخصیت برجسته مومانی بودند که در زمان خودشان معروف ترین مرد مومان وسورکمب بودند.

در واقع میخواهم داستان (زندگی نامه)مرگ علی محمد وشفی محمد را برای شما عزیزان بگویم.

علی محمد وشفی محمد قرار بود فردا به چابهار رفته و کارهای اداری که داشتندانجام داده دوباره به خونه برگردند وخونه علی محمد که کنارک بود و خونه شفی محمد که مومان بودقرار شفی محمد به کنارک بیاید و با علی محمد به چابهار بروند فردا فرا رسید و شفی محمد با موتوری که داست به کنارک رفت و با علی محمد به چابهار رفتند و حاجی ایرانژاد و حاجی پیربخش همراه انها بودند به چابهار رفتند و کارهای اداری که داشتند انجام دادند و میخواستند دوباره به شهر و روستا خودشان بر گردند نزدیکای مغرب بود از چابهار در امدند که در نزدیکای پارگ که اذان مغرب شده بود ودر انجا نماز خود را ادا کردند و ایرانژاد با همراهانش که میخواست به زراباد برود با یک ماشین و شفی محمد که میخواست به مومان برود به ماشین سوار شد(از چابخا که بیرون امدند شفی محمد با ماشین ایرانژاد بود)در ماشین حاجی پیربخش فقط علی محمد و شفی محمد و حاجی پیربخش بود نماز خود را که کردند دوباره به سمت کنارک به راه افتادند در کنار سر پل پارگ یک ماشین که بدون چراغ داشت به سمت چابهار میرفت و حاجز پیربخش که می رفت به کنارک از ماشین جلویش میخواست سبقت بگیره و با ماشین بدون چراغ شاخ به شاخ تصادف کردند و ماشین حاجی پیربخش چپ کرد حاجی پیربخش و علی محمد وفات کردند و شفی محمد که هنوز داشت نفس می کشید مردم ها میخواستند شفی محمد را به نزدیکترین بیمارستان ببرند اما در نزدیکای تیس شفی محمد هم فوت کرد

داستان مرگ علی محمد وشفی محمد مومانی

برچسب: داستان مرگ علی پلنگ,داستان مرگ علی طباطبایی,داستان مرگ علیخانی,داستان مرگ علیرضا پهلوی,داستان مرگ علی در کوزی گونی,داستان مرگ امام علی, نویسنده: نرگس موسوی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 2:22

صفحه بندی